اثبات‌گرايي، ابطال‌گرايي و تاييد گرايي در بوته نقد

قيمت مقاله الكترونيكي: 
1500تومان

محمدباقر ملكيان سطح چهار حوزه علميه قم.            mb.malekian@yahoo.com

  تاريخ دريافت: 08/12/1397  تاريخ پذيرش: 12/02/1398
چکيده
از ديرباز اين مسئله ذهن انديشمندان را به خود مشغول کرده بود که چگونه يک پژوهشگر تجربي با مشاهدات محدودي - که بيانگر يکساني چند پديده طبيعي است - مي‌تواند ادعا کند که قانوني کلي و تجربي را کشف کرده است.
اگر مشاهدات در قالب گزاره بيان شوند، گزاره‌هاي شخصي خواهند بود؛ درحالي‌که قانون هميشه در قالب گزاره‌اي کلي بيان مي‌شود. با توجه به اين نکته منطقي، اين مسئله رخ مي‌نمايد که گذر از چند گزاره شخصي به يک گزاره کلي چه توجيه منطقي و معقولي دارد؟
درباره ارتباط مشاهدات جزئي با قوانين کلي تجربي، به‌ترتيب تاريخي، سه ديدگاه «اثبات‌گرايي»، «ابطال‌گرايي» و «تأييدگرايي» ارائه شده است.
در اين نوشتار، به بررسي و نقد اين سه ديدگاه خواهيم پرداخت و نشان خواهيم داد که اثبات‌گرايان، اين مسئله را از منظر معرفت‌شناسي مي‌نگريسته‌اند؛ در‌حالي‌که ابطال‌گرايان و تاييدگرايان نتوانسته‌اند مسئله را از بُعد معرفت‌شناسانه حل کنند؛ بلکه از ديد روش‌شناسي به موضوع پرداختند. بنابراين هيچ‌يک از اينها نتوانستند تبيين درست و کاملي در اين‌باره ارائه کنند.

کليدواژه‌ها
مشاهده، قضيه شخصيه، قضيه کلي حقيقي، قانون کلي تجربي، اثبات‌گرايي، ابطال‌گرايي، تأييدگرايي.